ریشه یابى مستند حادثه تلخ عزل آیت الله منتظرى
عشق متقابل امام و آیت الله منتظرى به یکدیگر از سالها پیش از انقلاب به عنوان دو یار قدیمى و صمیمى بر هیچ کس از آگاهان مکتوم و پوشیده نیست . چنانکه امام خمینى در ملاقاتى که سران قوا نیز حضور داشتند به ایشان مىگوید: " من مخلص شما هستم ". در این ملاقات ایشان تعابیر دیگرى از قبیل " شما برج بلند اسلام هستید " و " شما امید همه ما و از رهبران مملکت هستید " و " حفظ شما براى همه ما لازم است " و... بکار مىبرد که جناب احمد آقا به نقل همان عبارت نخست در رنجنامه اکتفا نموده است. اظهار ارادت و تواضع امام به آیت الله منتظرى در حدى بود که احمد آقا پس از جدا شدن امام از حاضرین، خطاب به آیت الله منتظرى بر سبیل مبالغه مىگوید: " امام در همه عمر خویش در برابر خدا اینگونه تواضع نکرده بود! "، و آقاى خامنه اى در خطبه نماز جمعه همان هفته تحت تاثیر گفته هاى آقاى خمینى، به تجلیل بى سابقه اى از آیت الله منتظرى پرداخت. همچنین امام خمینى در نامه مورخ " 12 مهر ماه 1365 " به آیت الله منتظرى مىنویسد: " ... علاقه اینجانب به جنابعالى بر خود شما روشن تر از دیگران است. به حسب قاعده طول آشنائى صمیمانه و معاشرت از نزدیک ، مقام ارجمند علمى و عملى شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران و رنجهاى فراموش نشدنى جنابعالى در سالهاى طولانى براى اهداف اسلامى ، قداست و وجاهت و وارستگى کم نظیر آن جناب و بالاتر، حیثیت بلند پایه اى که دنباله این امور به خواست خداوند تعالى براى شما فعلا حاصل است و احتیاج مبرمى که جمهورى اسلامى و اسلام به مثل جنابعالى دارد، انگیزه علاقه مبرم است ; لهذا این حیثیت مقدس باید از هر جنبه محفوظ و مصون باشد...". این قبیل تعاریف و اظهار ارادتها از سوى امام نسبت به آیت الله منتظرى فراوان است و فقط در خصوص ایشان است که کلماتى در این سطح بر زبان امام خمینى جارى شده است .
در روزهاى پس از برکنارى آیت الله منتظرى نیز، در همه خطبه هاى نماز جمعه و مقالات و اعلامیه ها و سخنرانیهایى که ایراد گشت بر عاطفه و عشق امام به آیت الله منتظرى ، چه پیش از برکنارى و چه پس از آن تصریح شده است. آیت الله منتظرى نیز در تمامى نامه هاى خویش به امام ، یکسره خود را شاگرد و مرید و پیرو و محب وى مىخواند و در همه سخنرانیهاى عمومى در طول انقلاب به نحوى ارادت خویش را به امام خمینى بر زبان مىآورد. آیت الله منتظرى در همه سخنرانیهاى خویش امام خمینى را دعا مىکرد و بارها مىگفت : " همیشه به نفع اسلام و مقام رهبرى شعار دهید که ضامن حفظ وحدت است ".اما این عشق متقابل به مفهوم یگانگى مطلق در افکار و برداشتها و سلایق و راه حلهاى آنان نبود و شاید نتوان در عالم دو انسانى را یافت که وحدت مطلق در همه امور داشته باشند. اساسا اختلاف نظر رحمتى است که خداوند از آغاز خلقت در نهاد بشرى به ودیعت گذارده و آن را رمز تکامل قرار داده است ; امام و آیت الله منتظرى نیز از این قاعده مستثنى نبوده اند. اگر چه هر دو از سرآمدان فقه و فلسفه بودند و آیت الله منتظرى نیز همچون امام خمینى از مدرسین مشهور و برجسته حوزه علمیه بوده است ، اما در طول سالهاى پس از انقلاب تفاوت مشرب فکرى و سیاسى آنان به تدریج بروز کرد، و البته این تفاوت از نوع تباین نبود بلکه مىتوانست مکمل همدیگر باشد.
روش و مشرب سیاسى امام خمینى بیشتر مبتنى بر " عرفان و حکمت " بود و روش و مشرب سیاسى آیت الله منتظرى بیشتر مبتنى بر " فقه و فقاهت ". از این رو برخورد هاى امام معمولا " حکیمانه " و برخورد هاى آیت الله منتظرى " فقیهانه " مىنمود. بدیهى است که پروسه زندگى تربیتى و مبارزاتى آنان نیز در شکل گیرى تفکر آنها نقش بسزایى داشت . براى مثال حضور مستقیم آیت الله منتظرى در کشور و در متن مبارزات ، و زندان و معاشرت و برخورد و مناظره با گروههاى مختلف سیاسى و فکرى و التقاطى و مارکسیستى در زندان ، و شناخت مستقیم و عینى حاصل شده ایشان از این جریانات در شکل گیرى روش برخورد ایشان با این گونه افکار و جریانات دخالت موثرى داشته است . تفاوت برخورد هاى کلى و جزئى ، فلسفى و علمى ، نصیحتى و انتقادى از سوى این دو شخصیت جهان اسلام نیز ریشه در تفاوت مشرب عارفانه و فقیهانه اینان داشت و سبب مىشد دو راه براى اصلاح امور پیشنهاد شود که مىتوان گفت هر دو عالمانه و دلسوزانه بود. یکى از مهمترین مسائلى که از علل مهلکه یا مبقیه فروپاشى یا ماندگارى هر جریان و سازمان و اجتماعى در تاریخ بشرى بوده است پدیده "اختلاف " و روش و چگونگى برخورد و هدایت کردن آن است .
با توجه به طیف بسیار گسترده و وسیع نظریاتى که از سوى گروهها و جناحهاى بسیار زیاد و متضاد پس از انقلاب وجود داشت ، امام خمینى معتقد بود که مطرح شدن این اختلافات بویژه در میان صفوف نیروهاى انقلاب و روحانیون و زمامداران سبب دامن زدن به آن و اوج گیرى و تشنج مىگردد و در عمل همه کارها را خنثى مىسازد، مرزبندى ها و کشمکشها افزون مىگردد و دشمنان داخلى و خارجى نیز در سایه آن رشد کرده و بهره بردارى مىکنند.ادامه دارد....
نظرات ()