ناگفته های حوادث پس از انقلاب

عزل آیت الله منتظرى (1)
نویسنده : علی - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٧
 

 

ریشه یابى مستند حادثه تلخ عزل آیت الله منتظرى

 

عشق متقابل امام و آیت الله منتظرى به یکدیگر از سالها پیش از انقلاب به عنوان‏ ‏دو یار قدیمى و صمیمى بر هیچ کس از آگاهان مکتوم و پوشیده نیست . چنانکه امام‏ ‏خمینى در ملاقاتى که سران قوا نیز حضور داشتند به ایشان مىگوید: " من مخلص‏ ‏شما هستم ". در این ملاقات ایشان تعابیر دیگرى از قبیل " شما برج بلند اسلام‏ ‏هستید " و " شما امید همه ما و از رهبران مملکت هستید " و " حفظ شما براى‏ ‏همه ما لازم است " و... بکار مىبرد که جناب احمد آقا به نقل همان عبارت نخست‏ ‏در رنجنامه اکتفا نموده است. اظهار ارادت و تواضع امام به آیت الله منتظرى‏ ‏در حدى بود که احمد آقا پس از جدا شدن امام از حاضرین، خطاب به آیت الله‏ ‏منتظرى بر سبیل مبالغه مىگوید: " امام در همه عمر خویش در برابر خدا اینگونه‏ ‏تواضع نکرده بود! "، و آقاى خامنه اى در خطبه نماز جمعه همان هفته تحت تاثیر‏ ‏گفته هاى آقاى خمینى، به تجلیل بى سابقه اى از آیت الله منتظرى پرداخت. همچنین‏ ‏امام خمینى در نامه مورخ " 12 مهر ماه 1365 " به آیت الله منتظرى مىنویسد: ‏" ... علاقه اینجانب به جنابعالى بر خود شما روشن تر از دیگران است. به حسب‏ ‏قاعده طول آشنائى صمیمانه و معاشرت از نزدیک ، مقام ارجمند علمى و عملى شما،‏ ‏مجاهدت با ستمگران و قلدران و رنجهاى فراموش نشدنى جنابعالى در سالهاى طولانى‏ ‏براى اهداف اسلامى ، قداست و وجاهت و وارستگى کم نظیر آن جناب و بالاتر، حیثیت‏ ‏بلند پایه اى که دنباله این امور به خواست خداوند تعالى براى شما فعلا حاصل‏ ‏است و احتیاج مبرمى که جمهورى اسلامى و اسلام به مثل جنابعالى دارد، انگیزه‏ ‏علاقه مبرم است ; لهذا این حیثیت مقدس باید از هر جنبه محفوظ و مصون باشد...". ‏این قبیل تعاریف و اظهار ارادتها از سوى امام نسبت به آیت الله منتظرى فراوان‏ ‏است و فقط در خصوص ایشان است که کلماتى در این سطح بر زبان امام خمینى جارى‏ ‏شده است .

 در روزهاى پس از برکنارى آیت الله منتظرى نیز، در همه خطبه هاى نماز‏ ‏جمعه و مقالات و اعلامیه ها و سخنرانیهایى که ایراد گشت بر عاطفه و عشق امام‏ ‏به آیت الله منتظرى ، چه پیش از برکنارى و چه پس از آن تصریح شده است. آیت الله منتظرى نیز در تمامى نامه هاى خویش به امام ، یکسره خود را شاگرد‏ ‏و مرید و پیرو و محب وى مىخواند و در همه سخنرانیهاى عمومى در طول انقلاب‏ ‏به نحوى ارادت خویش را به امام خمینى بر زبان مىآورد. آیت الله منتظرى در‏ ‏همه سخنرانیهاى خویش امام خمینى را دعا مىکرد و بارها مىگفت : ‏" همیشه به نفع اسلام و مقام رهبرى شعار دهید که ضامن حفظ وحدت است ".‏‏اما این عشق متقابل به مفهوم یگانگى مطلق در افکار و برداشتها و سلایق و راه‏ ‏حلهاى آنان نبود و شاید نتوان در عالم دو انسانى را یافت که وحدت مطلق در‏ ‏همه امور داشته باشند. اساسا اختلاف نظر رحمتى است که خداوند از آغاز خلقت‏ ‏در نهاد بشرى به ودیعت گذارده و آن را رمز تکامل قرار داده است ; امام و آیت‏ ‏الله منتظرى نیز از این قاعده مستثنى نبوده اند. اگر چه هر دو از سرآمدان فقه‏ ‏و فلسفه بودند و آیت الله منتظرى نیز همچون امام خمینى از مدرسین مشهور و‏ ‏برجسته حوزه علمیه بوده است ، اما در طول سالهاى پس از انقلاب تفاوت مشرب فکرى‏ ‏و سیاسى آنان به تدریج بروز کرد، و البته این تفاوت از نوع تباین نبود بلکه‏ ‏مىتوانست مکمل همدیگر باشد.

روش و مشرب سیاسى امام خمینى بیشتر مبتنى بر‏ ‏" عرفان و حکمت " بود و روش و مشرب سیاسى آیت الله منتظرى بیشتر مبتنى بر‏ ‏" فقه و فقاهت ". از این رو برخورد هاى امام معمولا " حکیمانه " و برخورد‏ ‏هاى آیت الله منتظرى " فقیهانه " مىنمود. بدیهى است که پروسه زندگى تربیتى و مبارزاتى آنان نیز در شکل گیرى تفکر آنها‏ ‏نقش بسزایى داشت . براى مثال حضور مستقیم آیت الله منتظرى در کشور و در متن‏ ‏مبارزات ، و زندان و معاشرت و برخورد و مناظره با گروههاى مختلف سیاسى و فکرى‏ ‏و التقاطى و مارکسیستى در زندان ، و شناخت مستقیم و عینى حاصل شده ایشان از‏ ‏این جریانات در شکل گیرى روش برخورد ایشان با این گونه افکار و جریانات دخالت‏ ‏موثرى داشته است . تفاوت برخورد هاى کلى و جزئى ، فلسفى و علمى ، نصیحتى و انتقادى‏ ‏از سوى این دو شخصیت جهان اسلام نیز ریشه در تفاوت مشرب عارفانه و فقیهانه‏ ‏اینان داشت و سبب مىشد دو راه براى اصلاح امور پیشنهاد شود که مىتوان گفت‏ ‏هر دو عالمانه و دلسوزانه بود. ‏یکى از مهمترین مسائلى که از علل مهلکه یا مبقیه فروپاشى یا ماندگارى هر‏ ‏جریان و سازمان و اجتماعى در تاریخ بشرى بوده است پدیده "اختلاف " و روش و چگونگى‏ ‏برخورد و هدایت کردن آن است . ‏

با توجه به طیف بسیار گسترده و وسیع نظریاتى که از سوى گروهها و جناحهاى بسیار‏ ‏زیاد و متضاد پس از انقلاب وجود داشت ، امام خمینى معتقد بود که مطرح شدن این‏ ‏اختلافات بویژه در میان صفوف نیروهاى انقلاب و روحانیون و زمامداران سبب دامن‏ ‏زدن به آن و اوج گیرى و تشنج مىگردد و در عمل همه کارها را خنثى مىسازد،‏ ‏مرزبندى ها و کشمکشها افزون مىگردد و دشمنان داخلى و خارجى نیز در سایه‏ ‏آن رشد کرده و بهره بردارى مىکنند.ادامه دارد....

 


 
comment نظرات ()